سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
70
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
آگاه كنيد ؟ ضرر برادران را از براى نفع بيگانگان خواستن پس از آن از طرف ايشان به جهت مكافات آبرو و اعتبار و يافتن را كدام شريفالنفسى شرف شمرده است . و كدام عاقلى اين كار را خردمندى انگاشته است ؟ افيالتس را كدام هوشمندى يگانه زمان دانسته است كسى كه روحالحيات قومى را زائل كند ، چرا بايد آن را خيرخواه ناميد ؟ بىدينان محض از براى سياست در رواج آئين خود مىكوشند ، پس چرا شخصى كه در زوال كيش خويش سعى مىكند از دانشمندان شمرده شود ؟ اين چه جهل است ؟ ، اين چه غفلت است ؟ ، اين چه ضلالت است ؟ ، اگر اينجا مدعى را بلادليل دانسته در خشم خواهى شد ! . اينك دليل : اندكى غوركن اگر منفعت شخصى ، در جهالت و نادانى و فساد اخلاق من بوده باشد آيا از تعليم و تربيت من خورسند مىشود ؛ آيا استادى دانا از طرف خود براى من مىفرستد ؟ و اگر مربى و يا استادى از براى من بفرستد ، آيا از براى تعديل افكار و تقويم اخلاق من خواهد بود و يا از براى فساد و تباهى آنها ؟ و اگر مرا معلمى بوده باشد آيا تعظيم و تكريم آن خواهد نمود و اگر معلّم مرا از روى صدق و راستى تبجيل و توقير نمايد ، همين بر اين دلالت نمىكند كه بايد معلّم من در تعليم و تربيت طريق خيانت را پيش گرفته باشد . ندانستن اين امر واضح آيا از غباوت [ 1 ] نيست ؟ سبحاناللَّه ! آيا دزد نگهبانى خواهد كرد ؟ ، عجب ، اين چه بلاهت [ 2 ] است ! ؟ آيا شيطان رهبرى مىكند ؟ اين چه غفلت است ! ؟ كسى كه كورى من سبب بهبودى اوست ، آيا سعى خواهد كرد كه از براى معالجه چشم من طبيب حاذقى به دست آرد ؟ اين است طمع بى جا ، اين است خيال محال ! چون در اينجا باطل چنان لباس حق را پوشيده است كه شناختن آن بر اذكيأ [ 3 ] هم دشوار افتاده است تا كجا بر ابلهان ، لهذا مىدانم كه اين دليل را كافى نخواهى شمرد و از اين جهت طرز ديگرى را پيش گرفته مىگويم : تربيت و تعليم شخص واحد بهسه گونه متصور مىشود - نخستين آنكه : آن شخص را جزء قومى انگاشته و مبناى تربيت و تعليم آن را اولًا و بالذات بر منفعت آن قوم كه به منزله كّل است ، گذاشته شود و منفعت ذات آن شخص در درجهء ثانى و بالتبع ملاحظه گردد و منفعت قوم در اين هنگام چون منبعى است كه منافع افراد مانند جداول [ 4 ] از آن متفرع مىشود و افراد بر اين تقدير خادمان كلاند كه هيئت
--> [ 1 ] . كندذهنى [ 2 ] . نفهمى [ 3 ] . هوشياران [ 4 ] . جدولها ، جويبارها